بررسی قصه های طوبی 6 - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
قصه های طوبی 6در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.
پشت پرده تماشای مرداب غازیان - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
تماشای مرداب غازیانجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.
آنچه باید درباره قصه های طوبی 7 بدانید - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
قصه های طوبی 7در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.
جزئیات تازه از قایق - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
قایقدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.
گزارشی از ای نزدیک - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
ای نزدیکدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.کافه شعرشعر ها و عاشقانه هاای نزدیک
بررسی مرگ را دیده ام من - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
مرگ را دیده ام منجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.
آنچه باید درباره رمیده بدانید - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
رمیدهدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.
آنچه باید درباره وداع بدانید - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
وداعدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.
پشت پرده بانگ دریا - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
بانگ دریاجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.
روایت تازه از بوسه - تاریخ: 1405/4/27 ساعت: 10:50
بوسهدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.گفتمششیرین ترین آواز چیست ؟چشم غمکینش به رویم خیره ماندقطره قطره اشکش از مژگان چکیدلرزهافتادش به گیسوی بلندزیر لب غمناک خواندناله زنجیرها بر دست منگفتمشآنگه که از هم بگسلندخنده تلخی به لب آورد و گفتآرزویی دلکش است اما دریغب...
بوسه - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 21:56
گفتمششیرین ترین آواز چیست ؟چشم غمکینش به رویم خیره ماندقطره قطره اشکش از مژگان چکیدلرزهافتادش به گیسوی بلندزیر لب غمناک خواندناله زنجیرها بر دست منگفتمشآنگه که از هم بگسلندخنده تلخی به لب آورد و گفتآر
بانگ دریا - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:36
سینه باید گشاده چون دریا تا کند نغمه ای چو دریا ساز نفسی طاقت آزموده چو موج که رود صد ره برآید باز تن طوفان کش شکیبنده که نفرساید از نشیب و فراز بانگ دریادلان چنین خیزد کار هر سینه نیست این آواز xa0 هوشنگ ابتهاج
شراب تلخ بیاور - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
شرابِ تلخ بیاور که وقتِ شیدایی ستکه آنچه در سرِ من نیست، بیم رسوایی ست!چه غم که خلق به حسنِ تو عیب می گیرند؟همیشه زخمِ زبان خون بهای زیبایی ستاگر خیال تماشاست در سرت بشتابکه آبشارم و افتادنم تماشایی ست…شباهت من و تو هرچه بود، ثابت کردکه فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی ستکنون اگرچه کویرم، هنوز در سرِ منص...
قصه های طوبی 6 - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
شب عاشورا هم رسید...! . از سر کوچه صدای دسته های عزاداری میومد. همه یک صدا می گفتن: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد. . یه نگاه به داخل کوچه انداختم.حسین آقا و طوبی خانوم کنار هم وایساده بودن.کنار در،طوبی خانوم مث تازه عروسا چادرشو کشیده بود سرش و معلوم بود که داره گریه می کنه.حسین آقا به دیوار تکیه دا...
تماشای مرداب غازیان - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
من دیده ام شکوه تماشا را در آبهای دور در کوچه های سبز گرم تماشا بودیم تالار تار آب با لاله های سرخ هیاهوگر روشن بود سرو تاریک با آب روشن گل می گفت گلها خم می شدند می آشفتند گلهای آفتاب گردان از ماهتاب تاریک روشن خورشید را تمنا می کردند من دیده ام شکوه تماشا را در خانه های سرخ سفالین بام بام تا شام آ...
قصه های طوبی 7 - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
پاییز هم اومد.رفتم جلوی پنجره به دوتا درختی که تو پیاده رو کنار دیوار خونه طوبی خانوم بودن زل زدم.برگاشون چقدر دلبری می کرد.دم دمای غروب بود.رفتم تو کوچه جلوی در واستادم.به دیوار خونمون تکیه دادم و بهشون نگاه می کردم.خنکای نسیم صورتمو نوازش می کرد.دیدم حسین آقا داره از سر کوچه میاد.تو دستش کلی وسیله...
قایق - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
من چهره ام گرفته من قایقم نشسته به خشکی با قایقم نشسته به خشکی فریاد می زنم: « وامانده در عذابم انداخته است در راه پر مخافت این ساحل خراب و فاصله است آب امدادی ای رفیقان با من.» گل کرده است پوزخندشان اما بر من، بر قایقم که نه موزون بر حرفهایم در چه ره و رسم بر التهابم از حد بیرون. در التهابم از حد ب...
ای نزدیک - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتم پروا مکن بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست عطش آشنایی است درخشش میوه درخشان تر وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید دورترین آب ریزش خود را به راهم فشاند پنهان ترین سنگ سایه اش رابه پایم ریخت و من شاخه نزدیک از آب گذشتم از سایه به در رفتم رف...
مرگ را دیده ام من - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
مرگ را دیده ام من در دیدا ری غمناک،من مرگ را به دست سوده ام من مرگ را زیسته ام، با آوازی غمناک غمناک، و به عمری سخت دراز و سخت فرساینده آه، بگذاریدم! بگذاریدم!
وداع - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:31
سکوت صدای گامهایم را باز پس می دهد با شب خلوت به خانه می روم گله ای کوچک از سگها بر لاشه ی سیاه خیابان می دوند خلوت شب آنها را دنبال می کند و سکوت نجوای گامهاشان را می شوید من او را به جای همه بر می گزینم و او می داند که من راست می گویم او همه را به جای من بر می گزیند و من می دانم که همه دروغ می گوی...